روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
356
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
ميلى مغرب نشابور بر سر راه پايينتر چاپار واقع است . به « سرزمينهاى خلافت شرقى » ( Lands of the Eastern Caliphate ) ص 381 و 393 و نيز شرح تقريبا همزمانى كه حمد اللّه مستوفى در نزهت القلوب ص 148 از جغرافياى آنزمان ميدهد رجوع كنيد . ص 190 س آخر - درين زمان و دوران بعد از آن يعنى دوران شاهان صفوى ، استان خراسان همهء آنچه را اكنون افغانستان غربى شناخته مىشود ، با پايتخت آن يعنى هرات كه شاهرخ پسر كهترين تيمور در آنجا نايب السلطنه يا ولايتعهد پدر بود نيز شامل مىشد . فصل دهم ص 193 س 4 - نامهاى بعضى جاها درين قسمت از متن ، چنان تحريف شده است كه باز شناختن آنها ممكن نيست . نمىتوان گفت كه Okhakhan يا Asegur يا Ferrio كدام شهر بودهاند . كلاويخو مىگويد ايالت خراسان ، از خراسان كه نام خاص و شخصى امام رضا ( ع ) بوده است مشتق شده . اين قول بدون شك مردودست . مرقد حضرت رضا در مشهد هنوز هم بزرگترين و مهمترين محل زيارتى ايرانست كه مؤمنين شيعى به زيارت آن مىآيند . اين شهر از لحاظ اهميت پس از كربلا كه در كنار فرات واقعست و در آنجا نياى امام رضا يعنى امام حسين ( نوهء پيغمبر ) بشهادت رسيده و مدفونست ، قرار دارد . پس از نيم روز راهپيمايى از مشهد به شهر Buelo كه بايد همان طوس باشد مىرسد . نام اين شهر را جغرافيون عرب باسامى گوناگون بر حسب تغيير ساكنان آن طبران و سناباد خواندهاند . ص 193 س 17 - رود تجنداب يا رود مشهد كه از آن شهر بسوى هرات ( جنوب شرقى ) جريان دارد ، در نيمراه مشهد و هرات با رود هرات كه از آن شهر مىآيد ، مىپيوندد . پس از آميختن بسوى شمال يا سرخس مىرود . كلاويخو از نزديك سرخس ازين رود گذشته است . اين رود اندكى شمالتر از سرخس تجند در ريگزارها فرومىرود . ص 195 س 13 - لغت اسپانيائى كه در متن اصلى Alfareme ( از ريشهء عربى ) است ، كه دوزى و انگلمان ( در فهرست Glossaire ص 109 ) آن را به « نوعى سرپوش » ( une sorte de coiffure ) تعريف مىكنند ، در عبارت ديگرى از كلاويخو معلوم مىشود كه مقصود كلاه مردان يا دستارست .